بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گذشتگان که هوس دیده‌اند دنیا را
۲
به پیش خود همه پس دیده‌اند دنیا را
۳
دوام‌کلفت دل آرزو نخواهی کرد
۴
در آینه دو نفس دیده‌اند دنیا را
۵
چوصبح هیچ‌کس اینجا بقا نمی‌خواهد
۶
هزار بار ز بس دیده‌اند دنیا را
۷
دل دو نیم چوگندم نموده‌اند انبار
۸
اگر به قدر عدس دیده‌اند دنیا را
۹
به احتیاط قدم زن‌که عافیت‌طلبان
۱۰
سگ گسسته مرس دیده‌اند دنیا را
۱۱
مقیدان به چه نازند ازین تماشاگاه
۱۲
به چشم باز قفس دیده‌انددنیا را
۱۳
دمی به حکم هوس چشم آب باید داد
۱۴
که دود آتش خس دیده‌اند دنیا را
۱۵
به‌قدر جاه و حشم انفعال در جوش است
۱۶
هما کجاست مگس دیده‌اند دنیا را
۱۷
چه‌آگهی وچه‌غفلت چه‌زندگی‌وچه‌مرگ
۱۸
قیامت همه‌کس دیده‌اند دنیا را
۱۹
وداع قافلهٔ اعتبارکن بیدل
۲۰
همین صدای جرس دیده‌اند دنیا را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.