زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بسکه برق یأس بنیاد من ناکام سوخت
۲
می‌توان از آتش سنگ نگینم نام سوخت
۳
الفت فقر از هوسهای غنایم بازداشت
۴
خاک این ویرانه در مغزم هوای بام سوخت
۵
شعلهٔ جواله ننگ‌آلود خاکستر نشد
۶
گرد خودگردیدنم‌صد جامهٔ احرام‌سوخت
۷
داغ سودای‌گرفتاری بهشتی دیگر است
۸
عالمی در بال طاووسم به ذوق دام سوخت
۹
کاش از اول محرم اسرار مطلب می‌شدم
۱۰
در مزاج ناله‌ام سعی اثر بدنام سوخت
۱۱
چشم‌محروم از نگاهم‌مجمر یأس‌است و بس
۱۲
داغ بی‌مغزی مرا در پردهٔ بادام سوخت
۱۳
هرزه‌تازیهای جولان هوس از حدگذشت
۱۴
بعد ازین همچون‌نفس می‌بایدم‌ناکام سوخت
۱۵
وحشت عمر از نواهای ازل یادم نداد
۱۶
گرمی رفتار قاصد جوهر پیغام سوخت
۱۷
صد تمنا داغ شد از عجزپرواز نفس
۱۸
آتش نومیدی این شعله ما را خام سوخت
۱۹
ای شرار سنگ جهدی‌کن ز افسردن برآ
۲۰
بیش ازین نتوان به داغ منت آرام سوخت
۲۱
کرد نومیدی علاج چشم زخم هستی‌ام
۲۲
عطسهٔ‌صبحم سپندی‌در دماغ شام سوخت
۲۳
بیدل از مشت‌شرار ما به‌عبرت چشمکی‌ست
۲۴
یعنی آغازی‌که ما داریم بی‌انجام سوخت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.