زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چولاله بی‌تو ز بس رنگ اعتبارم سوخت
۲
خزان به باد فنا داد و نوبهارم سوخت
۳
زمردمک نگهم داغ شد چوشمع خموش
۴
در انتظار تو سامان انتظارم سوخت
۵
هجوم حیرت آن جلوه چون پرطاووس
۶
هزار رنگ تپش در دل غبارم سوخت
۷
غبار تربت پروانه می‌دهد آواز
۸
که می‌توان نفسی بر سر مزارم سوخت
۹
نشدکه شعلهٔ من نیز بی‌غبار شود
۱۰
صفای آینهٔ وحشت شرارم سوخت
۱۱
به عشق نیز اثرکرد شرم ناکسی‌ام
۱۲
عرق‌فشانی این شعله خامکارم سوخت
۱۳
صبا مزن به غبار فسرده‌ام دامن
۱۴
دماغ حسرت رقصی‌که من ندارم سوخت
۱۵
چو برق آینهٔ امنیاز هستی من
۱۶
ز خوابگاه عدم تا سری برآرم سوخت
۱۷
ز تخته پاره‌ام ناخدا چه می‌پرسی
۱۸
فلک‌کشید زگرداب و برکنارم سوخت
۱۹
هزار برق ز خاکسترم پرافشانست
۲۰
کدام شعله به این رنگ بیقرارم سوخت
۲۱
شهید ناز تو پروانه کرد عالم را
۲۲
چها نسوخت چراغی‌که بر مزارم سوخت
۲۳
فلک نیافت علاج‌کدورتم بیدل
۲۴
نفس به‌سینهٔ این دشت از غبارم سوخت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.