زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رفتن عمر ز رفتار نفسها پیداست
۲
وحشت موج‌ ، تماشای خرام دریاست
۳
گردبادی که به خود دودصفت می پیچد
۴
نفس سوختهٔ سینهٔ چاک‌ صحراست
۵
جوهر آینه افسرده ز قید وطن است
۶
عکس راگرد سفرآب رخ نشو و نماست
۷
ازگهر موج محال است تراود بیرون
۸
گره تار نظر چشم حیاپیشهٔ ماست
۹
قطع سررشتهٔ پرواز طلب نتوان‌کرد
۱۰
بال اگر سلسله کوتاه کند ناله‌ رساست
۱۱
نرگس مست تو را در چمن حسن ادا
۱۲
می شوخی همه در ساغر لبریز حیاست
۱۳
بس که بی‌آبله گامی نشمردم به رهت
۱۴
آب آیینه ز نقش قدمم چهره‌گشاست
۱۵
اعتبار به خود آتش زدنم سهل مگیر
۱۶
قد شمع از همه‌کس یک سر و گردن بالاست
۱۷
ای تمنا مکن از خجلت جولان آبم
۱۸
عمرها شد چوگهر قطرهٔ من آبله‌پاست
۱۹
هیچکس نیست زباندان خیالم بیدل
۲۰
نغمهٔ پرده دل از همه آهنگ جداست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.