زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زندگی سد ره جولان ماست
۲
خاک ما گل‌ کرده ی آب بقاست
۳
با چنین بی‌دست و پایی‌های عجز
۴
بسمل ما را تپیدن خونبهاست
۵
هرکجا سرو تو جولان می‌کند
۶
چشم‌ما چون‌طوق‌قمری نقش پاست
۷
خاک گشتیم و همان محو توایم
۸
آینه ‌رفت زخود و حیرت بجاست
۹
مفت راحت‌گیر نرمیهای طبع
۱۰
سنگ چون گردد ملایم مومیاست
۱۱
شکوه سامانند، بی‌مغزان دهر
۱۲
مایهٔ جام از تهیدستی صداست
۱۳
این صدفها یک قلم بی‌گوهرند
۱۴
عالمی دل دارد اما دل کجاست
۱۵
از ضعیفی ، صید مایوس مرا
۱۶
حلقهٔ فتراک محراب دعاست
۱۷
در شرر آیینهٔ اشیا گم است
۱۸
ابتدای هرچه بینی انتهاست
۱۹
بابد ول‌گامعط از هستی گذشت
۲۰
جاده دشت محبت اژدهاست
۲۱
می‌فزاید وحشت‌انداز کمند
۲۲
ناله در نایابی مطلب رساست
۲۳
یاد روی کیست عیدگریه ا‌م
۲۴
طفل اشکم صد جمن رنگین قباست
۲۵
گل‌فرو‌ش نازم از بیحاصلی
۲۶
پنجهٔ بیکار دایم در حناست
۲۷
بیدل از آفت‌نصیبان دلیم
۲۸
خون شدن معراج طاقتهای ماست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.