زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کاهش طبع من از فطرت بیباک خود است
۲
شمع را برق فنا شعلهٔ ادراک خود است
۳
غیر مشکل‌که شود دام اسیران وفا
۴
قفس وحشت صبحم جگر چاک خود است
۵
برنگردیم سر از دایره حیرانی
۶
شبنم ما نگه دیدهء نمناک خود است
۷
رنگ بیتابی دل از نفس من پیداست
۸
گردن شیشهٔ این باده رگ تاک خود است
۹
طوبی اینجا ثمرش قابل دلبستن نیست
۱۰
زاهد از بیخبری ریشهٔ مسواک خود است
۱۱
گر دل از شرم‌ کرم آب شود ایثار است
۱۲
ور نه ‌گوهر همه‌ جا عقده امساک خود است
۱۳
نیست دل را چو شکست انجمن عافیتی
۱۴
صدف‌ گوهر ما سینهٔ صد چاک خود است
۱۵
گردباد از نفس سوخته دامی دارد
۱۶
صید این بادیه در حلقهٔ فتراک خود است
۱۷
ضرر و نفع جهان است به نسبت ورنه
۱۸
زهر در عالم خود صاحب تریاک خود است
۱۹
دل به خون می‌تپد از شوخی جولان نفس
۲۰
موج بیتابی این بحر ز خاشاک خود است
۲۱
شعله را سجده‌گهی نیست چو خاکستر خویش
۲۲
جبههٔ ما نقط دایرهٔ خاک خود است
۲۳
بپدل از ساده ‌دلی آینه لبریز صفاست
۲۴
آب این چشمه ز موج نظر پاک خود است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.