زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نیک و بدم از بخت بدانجام سفید است
۲
چندان‌ که سیاه است نگین نام سفید است
۳
سطری ننوشتم که نکردم عرق از شرم
۴
مکتوب من از خجلت پیغام سفید است
۵
بر منتظران صرفه ندارد مژه بستن
۶
در پرده همان دیدهٔ بادام سفید است
۷
ای غره ی جاه این همه اظهار کمالت
۸
حرفی چو مه نو ز لب بام سفید است
۹
بر اهل صفا ننگ ‌کدورت نتوان بست
۱۰
این شیر اگر پخته وگر خام سفید است
۱۱
ناصافی دل آینه‌ ی وصل نشاید
۱۲
ای بیخردان جامهٔ احرام سفید است
۱۳
پوچ است تعلق چو ز مو رفت سیاهی
۱۴
در پینه‌ کنون رشتهٔ این دام سفید است
۱۵
صبحی به سیاهی نزد از دامن این دشت
۱۶
چندان که نظر کار کند شام سفید است
۱۷
از چرخ کهن درگذر و کاهکشانش
۱۸
فرسودگیی از خط این جام سفید است
۱۹
از خویش برآ منزل تحقیق نهان نیست
۲۰
صد جاده درین‌دشت به یک گام سفید است
۲۱
چون دیدهٔ قربانی‌ات از ترک تماشا
۲۲
بیدل همه جا بستر آرام سفید است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.