زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اشک یک لحظه به مژگان بار است
۲
فرصت عمر همین مقدار است
۳
زندگی عالم آسایش نیست
۴
نفس آیینهٔ این اسرار است
۵
بسکه‌گرم است هوای گلشن
۶
غنچه اینجا سر بی‌دستار است
۷
شیشه‌ساز نم اشکی نشوی
۸
عالم از سنگدلان‌، کهسار است
۹
خشت داغی‌ست عمارتگر دل
۱۰
خانهٔ آینه یک دیوار است
۱۱
میکشی سرمهٔ عرفان نشود
۱۲
بینش از چشم قدح دشوار است
۱۳
همچو آیینه اگر صاف شوی
۱۴
همه جا انجمن دیدار است
۱۵
گوش‌کو تا شود آیینهٔ راز
۱۶
نالهٔ ما نفس بیمار است
۱۷
دردگل‌کرد زکفر و دین شد
۱۸
سبحه اشک مژه‌، زنار است
۱۹
نیست گرداب‌صفت آرامم
۲۰
سرنوشتم به خط پرگار است
۲۱
از نزاکت سخنم نیست بلند
۲۲
از صدا ساغرگل را عار است
۲۳
غافل از عجز نگه نتوان بود
۲۴
آسمانها گره این تار است
۲۵
نکشد شعله سر از خاکستر
۲۶
نفس سوختگان هموار است
۲۷
بیدل از زخم بود رونق دل
۲۸
خندهٔ‌گل نمک گلزار است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.