زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خواب در چشم و نفس بر دل محزون بار است
۲
ازکه دورم‌که به خود ساختنم دشوار است
۳
عرق شرم تو، ازچشم جهان‌، شست نگاه
۴
گرتو خجلت نکشی‌، آینه‌ها بسیار است
۵
گوشهٔ چشم تو محرومی‌کس نپسندد
۶
گر تغافل مژه خواباند نگه بیدار است
۷
نرود حق وفای ادب ازگردن ما
۸
موج را بستن‌گوهرگره زنار است
۹
در مقامی‌که جنون نشئهٔ عزت دارد
۱۰
پای بی‌آبله یکسر، سر بی‌دستار است
۱۱
آبرو تا به‌کجا، خاک مذلت نشود
۱۲
حرص در سعی طلب‌، آنچه ندارد، عار است
۱۳
زر و سیمی‌که‌کنی جمع وبه درویش دهی
۱۴
طبع‌گر ننگ فضولی نکشد ایثار است
۱۵
خواجه تا چند نبندد به تغافل درگوش
۱۶
شور هنگامهٔ محتاج دماغ افشار است
۱۷
تاکی‌اندوه‌کج و راست ز دنیا بردن
۱۸
مهرهٔ عرصهٔ شطرنج به صد رفتار است
۱۹
غافلان‌، چند هوا تاز جنون باید بود
۲۰
کسوت سرکشی شمع‌گریبان‌وار است
۲۱
بیدل آخر به سر خویش قدم باید زد
۲۲
جادهٔ منزل تحقیق خط پرگار است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.