زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است
۲
ناله گر بال کشد گردن مینای دل است
۳
نیست بی‌شور جنون، مشت غباری زین دشت
۴
ششجهت‌، عرض پریشانی اجزای دل است
۵
دهرگو تنگتر از قطرهٔ خونم گیرد
۶
گره آبله میدان تپشهای دل است
۷
مسطر صفحهٔ آیینه همان جوهر اوست
۸
نفس سوخته هم جادهٔ صحرای دل است
۹
عشرت خانهٔ تاریک، ز روزن باشد
۱۰
زخم پیکان توام چشم تماشای دل است
۱۱
پشه تخم است‌، به هرجا، ز دویدن واماند
۱۲
نفس از ضبط من و ماگهرآرای دل است
۱۳
راحت شیشه در آغوش شکست است اینجا
۱۴
صدف‌گوهر ما زخم طربزای دل است
۱۵
به‌که جزبرورق‌گل ننشیند شبنم
۱۶
بیشتر دست نگارین بتان جای دل است
۱۷
چون طلب سوخت نفس‌،‌گریه روان می‌گردد
۱۸
اشک یکسر قدم آبله‌فرسای دل است
۱۹
بحر، بر موج‌گهر، حکم روانی می‌کرد
۲۰
گفت‌: معذور،‌که در دامن من‌، پای دل است
۲۱
درد، مشکل‌که ازین دایره بیرون تازد
۲۲
آنچه در ای شکست آمده مینای دل است
۲۳
بیدل ازگرد هوس در قفس یاس مباش
۲۴
زنگ آیینه‌ات افسون تمنای دل است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.