زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بسکه بیقدری دلیل دستگاه عالم است
۲
چون پر طاووس یک‌عالم نگین‌بی‌خاتم است
۳
هر دو عالم در غبار وهم توفان می‌کند
۴
ازگهرتا بحر هرجا واشکافی بی‌نم است
۵
گر حیا ورزد هوس آیینه‌دار آبروست
۶
چون‌هوا از هرزه‌گردی منفعل‌شد شبنم است
۷
پیش ازآفت منت تدبیرآبم می‌کند
۸
خون زخمم را چکیدن انفعال مرهم است
۹
پیرگردیدی و شوخی یک سر مویم نشد
۱۰
پیکر خم‌گشته‌ات هم چشم ابروی خم است
۱۱
شعلهٔ ما را همین دود دماغ آواره‌کرد
۱۲
بر سر اسباب پریشانی علم را پرچم است
۱۳
آب گردیدن ز ما بی‌انفعالی‌ها نبرد
۱۴
طبع ما ر چون‌گداز شیشه ترگشتن‌کم است
۱۵
سعی آبی ازعرق می‌ریزد ما سود نیست
۱۶
چون نفس درسوختنها آتش ما مبهم است
۱۷
بی‌وجود ما همین هستی عدم خواهد شدن
۱۸
تا درتن آیینه پیداییم عالم عالم است
۱۹
ازتعلق یک سر مو قطع ننمودیم حیف
۲۰
تیغ تسلیمی‌که ما داریم پرنازک دم است
۲۱
بیدل از عجز وغرور فقروجاه ما مپرس
۲۲
تا نفس‌باقی‌ست زین‌آهنگ‌، صد زیر و بم است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.