زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در خیال‌آباد راحت آگهی نامحرم است
۲
جلوه‌ننماید بهشت آنجاکه جنس‌آدم است
۳
در نظرهاگرد حیرت در نفسها شور عجز
۴
سازبزم زندگانی را همین زبر وبم است
۵
پادشاهی در طلسم سیر چشمی بسته‌اند
۶
کاسهٔ چشم‌گداگرپر شود جام جم است
۷
از دو تاگشتن ندارد چاره نخل میوه‌دار
۸
قامت هرکس به زیربار می‌آید خم است
۹
یأس تمهید است این امیدها هشیار باش
۱۰
هرقدر عرض اهلها بیش‌، فرصتهاکم است
۱۱
با فروغ جلوه‌ات نظارگی را تاب‌کو
۱۲
رنک‌چون‌آتش‌افروزد سپندش‌شبنم است
۱۳
در بنای حیرت ازحسن تو می‌بینم خلل
۱۴
خانهٔ آیینه هم برپا به دیوار نم است
۱۵
درس‌عبرتهای ما را نسخه‌ای درکار نیست
۱۶
چشم‌آهو را سواد خویش‌سرمشق‌رم است
۱۷
تا نفس باقی‌ست ظالم نیست بی‌فکر فساد
۱۸
گوشه‌گیر فتنه می‌باشدکمان را تا دم است
۱۹
شعله هرجا می‌شود سرگرم تعمیرغرور
۲۰
داغ‌می‌خنددکه همواری‌بنایی‌محکم است
۲۱
دوستان حاشاکه ربط الفت هم بگسلند
۲۲
موجها را رفتن‌از خود هم در آغوش‌هم است
۲۳
نامداریها گرفتاری‌ست در دام بلا
۲۴
بیدل انگشت شهان را طوق‌گردن خاتم است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.