زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شوق‌دیدارم و در چشم‌کسان راه من است
۲
هرکجاگرد نگاهی‌ست‌کمینگاه من است
۳
داغ تأثیر وفایم‌ که به آن افسردن
۴
جگر بی‌اثری سوختهٔ آه من است
۵
عجز رنگم به فلک ناز همایی‌ دارد
۶
کهکشان سایهٔ اقبال پر کاه من است
۷
حیرتم آبله‌پا کرد که چون موج‌گهر
۸
هر ط‌رف ‌گام نهد دل به سر راه من است
۹
حرف نیرنگ مپرسید که چون شمع خموش
۱۰
رفته‌ام از خود و واماندگی افواه من است
۱۱
بوی هستی کلف‌اندود غبارم دارد
۱۲
صافی آینه‌ام از نفس اکراه من است
۱۳
در غم و عیش تفاوت‌نگرفتم‌که‌چو شمع
۱۴
خنده وگریه همان آتش جانکاه من است
۱۵
محو نسیانکده عالم گمگشتگی ام
۱۶
هرکه ازخود به تغافل زند آگاه من است
۱۷
موج ‌گوهر سر مویی به بلندی نرسید
۱۸
شوخی چین‌، خجل از دامن‌کوتاه من است
۱۹
بیدل آن به‌که دود ریبشهٔ من در دل خاک
۲۰
ورنه چون تاک هزار آبله در راه من است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.