زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز غصه چاره ندارد دلی که آگاه است
۲
فروغ گوهر بینش چو شمع جانکاه است
۳
کجا بریم ز راهت شکسته‌بالی عجز
۴
ز خویش نیز اگر رفته‌ایم افواه است
۵
ثبات رنگ نکردم ذخیره اوهام
۶
چو غنچه درگرهم‌گرد وحشت آه است
۷
قسم به طاق بلند کمان بیدادت
۸
که چون نفس به دلم ناوک ترا راه است
۹
به هستی تو امید است نیستیها را
۱۰
که ‌گفته‌اند اگر هیچ نیست الله است
۱۱
ز رنگ زرد به سامان سوختن علمیم
۱۲
چراغ شعلهٔ ما را فتیلهٔ ‌کاه است
۱۳
چگونه عمر اقامت‌ کند به راه نفس
۱۴
گره نمی‌خورد این رشته بسکه ‌کوتاه است
۱۵
فریب ساغر هستی مخور که چون ‌گرداب
۱۶
به‌جیب خویش اگر سر فرو بری چاه است
۱۷
به غیر ضبط نفس‌ ساز استقامت ‌کو
۱۸
مراکه شمع‌صفت مغز استخوان آه است
۱۹
به عالمی ‌که تو باشی ‌کجاست هستی ما
۲۰
کتان غبار خیال قلمرو ماه است
۲۱
به ناامیدی ما رحمی ای دلیل امید
۲۲
که هیچ جا نرسیدیم و روز بیگاه است
۲۳
چسان به دوش اجابت رسانمش بیدل
۲۴
که از ضعیفی من دست ناله ‌کوتاه است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.