زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است
۲
به حال شورش دریا زبان موج‌ گواه است
۳
ز برق حادثه آرام نیست معتبران را
۴
درتن قلمرو شطرنج‌ کشت بر سر شاه است
۵
به حسن قامت رعنا مباد غره برآیی
۶
هزار سدره درین باغ پایمال گیاه است
۷
بر اهل عجز حصار است پیچ و تاب حوادث
۸
چوگردبادکه تخت روان هر پرکاه است
۹
صفای دل نتوان خواست از محبت دنیا
۱۰
که در شمردن زر، دست زرشمار، سیاه است
۱۱
به غیر ترک تماشا مخواه نشئهٔ راحت
۱۲
هجوم‌خواب به‌چشمت شکست‌رنگ نگاه است
۱۳
قبول خاطر نیک و بد است وضع ملایم
۱۴
که آب را به‌ دل تیغ و چشم آینه راه است
۱۵
به درد عشق قناعت ‌کن از تجمل امکان
۱۶
دل‌شکسته در این انجمن شکست‌کلاه است
۱۷
مپرس از طلب نارسای سوخته‌جانان
۱۸
چو شمع منزل‌ما داغ‌و جاده‌، شعلهٔ‌آه است
۱۹
به دل نهفته نماند خیال شوکت حسنی
۲۰
که در شکستن رنگ منش غبار سپاه است
۲۱
ز سیر گلشن دل پا مکش‌که داغ تمنا
۲۲
در انتطار به چندین امید چشم به راه است
۲۳
به ‌هرطرف چه خیال ‌است سرکشیدن بیدل
۲۴
پر شکسته همان آشیان عجز پناه است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.