زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بازم به دل نوید صفایی رسیده است
۲
از پیشگاه آینه صبحی دمیده است
۳
این صیدگاه‌کیست‌که از جوش‌کشتگان
۴
بسمل چو رنگ در جگر خون تپیده است
۵
گل جام خود عبث به شکستن نمی‌دهد
۶
صاف طرب به شیشهٔ رنگ پریده است
۷
جرأت‌کجا و من زکجا لیک چاره نیست
۸
نقاش دامن توبه دستم کشیده است
۹
تا غنچهٔ توبند قبا باز می‌کند
۱۰
آغوشها چو صبح‌گریبان دریده است
۱۱
غافل مباش از دل یأس انتخاب من
۱۲
این قطره ازگداز دو عالم چکیده است
۱۳
داغم ز رنگ عجزکه با آن فسردگی
۱۴
بی‌منت قدم به شکستن رسیده است
۱۵
لیلی هنوز دام سرانجام می‌دهد
۱۶
غافل‌که‌گرد وادی مجنون رمیده است
۱۷
هر دم چوگوهر ازگره خویش می‌رویم
۱۸
پرواز حیرت انجمنان آرمیده است
۱۹
صورت نگار انجمن بی‌نیازی‌ام
۲۰
در ششجهت تغافلم آیینه چیده است
۲۱
بیدل تجردم علم‌شان نیستی‌ست
۲۲
این‌خامه خط به‌صفحهٔ هستی‌کشیده است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.