زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده است
۲
وین حباب پوچ خود را باگهر سنجیده است
۳
هرکس از سیر بهار بیخودی آگاه نیست
۴
دیده هرجامحو حیرت می‌شدگل چیده است
۵
بوالهوس نبود حریف عرصه‌گاه جلوه‌اش
۶
حسن او از چشم مشتاقان زره پوشیده است
۷
ناله‌ام‌، در وعده‌گاه وصل‌، خارج نغمه نیست
۸
می‌دهم آواز، تا بختم‌کجا خوابیده است
۹
نقدگردون نیست غیر از اعتبارات خیال
۱۰
چون حباب این‌کاسهٔ وهم ازهوا بالیده است
۱۱
درد دوری را علاجی جز امید وصل نیست
۱۲
مرهمی دارد به خاطر زخم‌اگر خندیده است
۱۳
دود دل آخر به چندین شعله خواهد موج زد
۱۴
شمع این بزمم هنوزم یک مژه جنبیده است
۱۵
زین گذرگاه نزاکت بی‌تأمل نگذری
۱۶
عالمی خورده‌ست برهم تا مژه لغزیده است
۱۷
آرزو از فیض عام بیخودی نومید نیست
۱۸
من اگرگردش نگشتم رنگ‌من‌گردیده است
۱۹
نیست بیدل وحشتم جز پاس ناموس جنون
۲۰
کسوت عریان‌تنیها دامن از من چیده است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.