زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده است
۲
شمع خاموش انجمنها در نفس دزدیده است
۳
بسکه از شرم تماشایت به خود پیچیده است
۴
عکس در آیینه ینهان چون نگه در دیده ‌است
۵
از سپند من زبان شکوه نتوان یافتن
۶
اینقدر هم سوختن بر عجز من نالیده است
۷
حلقهٔ زنجیر تصویرم مپرس از شیونم
۸
ناله‌ای دارم که جز گوشم کسی نشنیده است
۹
دانه را نشو و نمای ریشه رسوا می‌کند
۱۰
گر زبان درکام باشد راز دل پوشیده است
۱۱
ناکجا انجامد آخر، ماجرای داغ دل
۱۲
بر کباب خام سوزم اخگری چسبیده است
۱۳
زندگی تعمیرش از سیل خرابی‌ کرده‌اند
۱۴
اینکه می‌گویی نفس‌گردی ز هم پاشیده‌است
۱۵
ناتوانی بس بود بال و پر آزادی‌ام
۱۶
موج‌ صدرنگ‌ از شکست‌ خویش دامن چیده‌ است‌
۱۷
کار سهلی نیست در هستی تماشای عدم
۱۸
بر تحیر ناز دارد هر که ما را دیده است
۱۹
دین و دنیا چیست تا از الفتش نتوان گذشت
۲۰
پیش‌همت این دو منزل یک ره خوابیده ‌است
۲۱
کلفتی از امتیاز زندگانی می‌کشیم
۲۲
بر رخ آیینهٔ ما هم نفس پیچیده است
۲۳
عمر ما بیدل به طوف‌ کعبهٔ دلها گذشت
۲۴
گرد چندین نقطه یک پرگار ما گردیده است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.