غزل شمارهٔ ۶۲۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نفس را الفت دل پیچ و تابست
۲
گره در رشتهٔ موج از حبابست
۳
درین محفل ز قحط نشئهٔ درد
۴
اثر لب تشنهٔ اشک کبابست
۵
درنگ از فرصت هستی مجویید
۶
متاع برق در رهن شتابست
۷
صفا آیینهٔ زنگار دارد
۸
فلک دود چراغ آفتابست
۹
به روی خویش اگر چشمی کنی باز
۱۰
زمین تا آسمانت فتح بابست
۱۱
دلی داریم نذر مه جبینان
۱۲
دیار حسن را آیینه بابست
۱۳
ز چشم سرمه آلودش مپرسید
۱۴
زبان اینجا چو مژگان بیجوابست
۱۵
هزار آیینه در پرداز زلفش
۱۶
ز جوهر شانهٔ مژگان در آبست
۱۷
تماشای چمن بی نشئه ای نیست
۱۸
زگل تا سبزه یک موج شرابست
۱۹
نمیدانم جمال مدعا چیست
۲۰
ز هستی تا عدم عرض نقابست
۲۱
کم آب است آنقدر دریای هستی
۲۲
کزو تا دست میشویی سرابست
۲۳
بیابان طلب بحری است بیدل
۲۴
که آنجا آبله جوش حبابست
