حکایت شمارهٔ ۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یکی را از دوستان گفتم امتناع سخن گفتنم به علت آن اختیار آمده است در غالب اوقات که در سخن نیک و بد اتفاق افتد و دیده دشمنان جز بر بدی نمیآید گفت دشمن آن به که نیکی نبیند.
۲
و اخو العداوة لا یمره بصالح
۳
الا و یلمزه بکذاب اشر
۴
هنر به چشم عداوت بزرگتر عیب است
۵
گل است سعدی و در چشم دشمنان خار است
۶
نور گیتی فروز چشمه هور
۷
زشت باشد به چشم موشک کور