Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · گلستان

حکایت شمارهٔ ۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی‌گفت مگر خردی فراموش کردی که درشتی میکنی؟
۲
چه خوش گفت : زالی به فرزند خویش
۳
چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن
۴
گر از عهد خردیت یاد آمدی
۵
که بیچاره بودی در آغوش من
۶
نکردی در این روز بر من جفا
۷
که تو شیر مردی و من پیرزن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.