حکایت شمارهٔ ۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همیگفت ای پسر چندان که تعلق خاطر آدمی زاد به روزیست اگر به روزی ده بودی به مقام از ملائکه در گذشتی
۲
روانت داد و طبع و عقل و ادراک
۳
جمال و نطق و رای و فکرت و هوش
۴
کنون پنداری ای ناچیز همت
۵
که خواهد کردنت روزی فراموش