حکایت شمارهٔ ۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اعرابیی را دیدم که پسر را همیگفت یا بُنَّی اِنَّک مسئولٌ یومَ القیامةِ ماذا اکتَسَبتَ و لا یُقالُ بمن انتسبتَ یعنی ترا خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست.
۲
جامه کعبه را که می بوسند
۳
او نه از کرم پیله نامی شد
۴
با عزیزی نشست روزی چند
۵
لاجرم همچنو گرامی شد