کسایی · دیوان اشعار

به سفلگان

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عَصیب و گُرده برون کن ، وزو زَوَنج نورد
۲
جگر بیاژن و آگنج ازو بسامان کن
۳
بجوش گردن و بالان و زیره باکن از وی
۴
نمک بسای و گذر بر تَبَنْگوی نان کن
۵
به گربه ده و به عَکّه سُپُرز وخیم همه
۶
و گر یتیم بدزدد بزنش و تاوان کن
۷
وزین همه که بگفتم نصیب روز بزرگ
۸
غدود و زهره و سرگین و خون بوگان کن
۹
زه ای کسایی ، احسنت ، گوی و چونین گوی
۱۰
به سفلگان بر فَریَه کن و فراوان کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.