زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گداز امن درین انجمن کم افتادست
۲
به خانه‌ای که تویی سقف آن خم افتادست
۳
ز سعی اگر همه ناخن شوی چه خواهی‌کرد
۴
گره به رشتهٔ تدبیر محکم افتادست
۵
مگر به سجده توان پیش برد ناز غرور
۶
که همچو شمع سر ازپا مقدم افتادست
۷
جهان تلاش لگدکوب یکدگر داره
۸
چو سبحه قافله‌ها درپی هم افتادست
۹
ازین قیامت توفان نفس مگوی و مپرس
۱۰
کجاست آدمی‌، آتش به عالم افتادست
۱۱
مباد زان لب خامش سوال بوسه‌کنی
۱۲
غرور تیغ تغافل تنک دم افتادست
۱۳
فناست آنچه ز علم و عیان به جلوه رسید
۱۴
هنوز صورت انجام مبهم افتادست
۱۵
ز نقش پا به جبین وارسید ونوحه کنید
۱۶
نگین ماست ‌که یکسر ز خاتم افتادست
۱۷
یکی است پست و بلند بنای هستی ما
۱۸
به خاک‌، سایهٔ نقش قدم‌کم افتادست
۱۹
سراغ وحشت فرصت ز اشک ماگیرید
۲۰
سحر ز باغ‌ گذشته‌ست شبنم افتادست
۲۱
صبا درین چمن از غنچه‌ها نقاب مدر
۲۲
سر همه به‌ گریبان ماتم افتادست
۲۳
کباب آتش بی‌ دردی ‌ام مکن یارب
۲۴
به حق دیده بیدل که بی نم افتادست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.