زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فسون وهم چه مقدار رهزن افتادست
۲
که ذر بر تو مراکار با من افتادست
۳
کجا روم ‌که چو اشکم ز سعی بخت نگون
۴
به پیش پا همه از پا فتادن افتادست
۵
چو غنچه محرم زانوی دل شو و دریاب
۶
که در طلسم‌گریبان چه دامن افتادست
۷
چرا جنون نکند فطرت از تصور من
۸
که عمرهاست نگاه تو بر من افتادست
۹
به غیر سوختن از عشق نیست جان بردن
۱۰
بت آتشی به قفای برهمن افتادست
۱۱
صدای‌ کوه به این نغمه ‌گوش می‌مالد
۱۲
که سنگ و خشت همه در فلاخن افتادست
۱۳
نه نخل دانم و نی‌گلبن اینقدر دانم
۱۴
که راه نشو و نماها به‌گلخن افتادست
۱۵
در احتیاج نم جبهه می‌دهد آواز
۱۶
که آب شو، ‌گرت آتش به خرمن افتادست
۱۷
تلاش نقش نگین می‌رسد به قبر آخر
۱۸
به دوش دل ز جهان بارکندن افتادست
۱۹
شرر نی‌ام‌ که‌ کنم‌ کار خود به خنده تمام
۲۰
چو شمع تا به سحر سر به‌گردن افتادست
۲۱
بهار رنگ ندارد گل دگر بیدل
۲۲
در آب چشمهٔ ادراک روغن افتادست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.