زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بزم پیری‌کزقد خم‌گشتهٔ ما چنگ اوست
۲
برق آه ناامیدی شو؟ی آهنگ اوست
۳
دل‌به‌وحشت نه‌که چرخ سفله‌فرصت‌دشمن است
۴
روز و شب‌یک‌جنبش‌مژگان‌چشم‌تنگ اوست
۵
وادی عجزی به پای بیخودی طی‌کرده‌ام
۶
کزنفس تا ناله‌گشتن عرض صد فرسنگ اوست
۷
بیقرار شوق را چون موج نتوان دید سهل
۸
شورش‌دریای‌امکان‌یک‌شکست‌رنگ اوست
۹
نسبت خاصی‌ست محو شعلهٔ دیدار را
۱۰
حیرتی دارم‌که گر آیینه گردم ننگ اوست
۱۱
دل عبث دربند تمکین خون طاقت می‌خورد
۱۲
ای‌خوش آن‌مینا کهٔاد استقامت‌سنگ اوست
۱۳
صافدل هرگز غبار خویش ننماید به‌کس
۱۴
آنچه درآیینهٔ روشن نبینی زنگ اوست
۱۵
دوری و نزدیکی از زیر و بم ساز دویی‌ست
۱۶
هجر و وصلی نیست اینجا پردهٔ نیرنگ اوست
۱۷
عضو عضوم را خیالش مرغ دست‌آموزکرد
۱۸
گرکند پرواز رنگم چون حنا در چنگ اوست
۱۹
نیست جای عشق بیدل مسند فرزانگی
۲۰
این شهنشاهی‌ست‌کز داغ‌جنون او رنگ اوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.