زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کو خلوت و چه انجمن آثار جاه اوست
۲
هرجا مژه بلندکنی بارگاه اوست
۳
دل را برون زخود همه یک‌گام رفتنی‌ست
۴
گر برق ناله نیست نگه شمع راه اوست
۵
اقبال خاکسار محبت ز بس رساست
۶
گرد شکسته نیز درتن ره‌کلاه اوست
۷
ای بی‌خبر ز صافدلان احتراز چیست
۸
زنگی‌ست آنکه آینه روز سیاه اوست
۹
تا راه عافیت سپری‌، مشق عجزکن
۱۰
آتش همان شکستن رنگش پناه اوست
۱۱
از ریشه‌کاریِ دل وحشت ثمر مپرس
۱۲
هرجا، ز خود برآمده‌ای هست‌، آه اوست
۱۳
زان دم‌که مه به نسبت رویت مقابل است
۱۴
باریکی هلال لب عذرخواه اوست
۱۵
مشکل‌که دل شکیبد از آیینه‌داریش
۱۶
خورشید هم ز هاله‌پرستان ماه اوست
۱۷
حسرت شهیدی‌ام به هوس داغ‌ کرده است
۱۸
در خاک و خون سری ‌که ندارم به راه اوست
۱۹
امشب عیار حسرت بیدل‌ گرفته‌ایم
۲۰
هر اشک بوته‌ای زگداز نگاه اوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.