زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بسکه دارم غنچهٔ شوق توپنهان زیرپوست
۲
رنگ خونم نیست بی‌چاک‌گریبان زیرپوست
۳
در جگر هر قطرهٔ خونم شرار دیگر است
۴
کرده‌ام از شعلهٔ شوقت چراغان زیر پوست
۵
می‌روم چون آبله مژگان خاری ترکنم
۶
در رهت تا چند دزدم چشم‌گریان زیر پوست
۷
در هوای نشتر مژگان خواب‌آلوده‌ای
۸
موج‌خونم شد رگ خواب پریشان زیرپوست
۹
عاشقان در حسرت دیدار سامان کرده‌اند
۱۰
پردهٔ‌چشمی‌که دارد شور توفان زیر پوست
۱۱
از لب خاموش نتوان شد حریف راز عشق
۱۲
چند دارد این حباب پوچ عمان زیر پوست
۱۳
شمع راکی پردهٔ فانوس حایل می‌شود
۱۴
مغزگرم ماست از شوخی نمایان زیر پوست
۱۵
چون حباب ازپیکرحیرت سرشت ما مپرس
۱۶
نقش‌ما یک‌پرده عریان‌است پنهان زیر پوست
۱۷
از تماشای دل صد پاره‌ام غافل مباش
۱۸
برگ برگ این چمن دردگلستان زیرپوست
۱۹
تا مرا در عالم صورت مقید کرده‌اند
۲۰
زندگی درکسوت‌نبض است نالان زیر پوست
۲۱
فخر و ننگی می‌فروشد ظاهر ما ورنه نیست
۲۲
غیر مشت‌خون چه‌انسان و چه‌حیوان‌زیر پوست
۲۳
عیب ما بی‌پرده است ازکسوت افلاس ما
۲۴
نیست پنهان استخوان ناتوانان زیر پوست
۲۵
ایمن از حرف لباس خلق نتوان زیستن
۲۶
بیشتر خونهای‌فاسد راست‌جولان‌زیر پوست
۲۷
خرقه بر اهل حسد آیینهٔ رسوایی‌ست
۲۸
کی تواندگشت بیدل مار پنهان زیر پوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.