زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوست
۲
شمع‌تصویریم‌و اشک‌ما چکیدن آرزوست
۳
بسمل‌تسلیم هستی طاقت‌کوشش نداشت
۴
آن ‌که ما را کرد محتاج تپیدن آرزوست
۵
دست و پایی می‌زند هرکس به امید فنا
۶
تا غبار این بیابان آرمیدن آرزوست
۷
پای تا سر‌کسوت شوق جنون خیزم چو صبح
۸
تا گریبان نقش می‌بندم دریدن آرزوست
۹
جلوه‌ای سرکن ‌که بربندم طلسم حیرتی
۱۰
ازگلستان توام آیینه چیدن آرزوست
۱۱
ای ستمگر! منکر تسلیم نتوان‌. زیستن
۱۲
حسن سرکش نیز تا ابرو خمیدن آرزوست
۱۳
کیسه‌گاه زندگی از نقد جمعیت تهی‌ست
۱۴
خاک می‌باید شدن‌ گر آرمیدن آرزوست
۱۵
آتشی‌کو، تا سپندم ترک خودداری کند
۱۶
ناله‌واری دارم و خلقی شنیدن آرزوست
۱۷
منزل اینجا نیست جز قطع امید عافیت
۱۸
ای ثمر از نخل بگذر گر رسیدن آرزوست
۱۹
وصل هم بیدل علاج‌تشنهٔ دیدار نیست
۲۰
دیده‌ها چندان‌که محو اوست دیدن‌ آرزوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.