زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گردباد امروز در صحرا قیامت ‌کاشته‌ست
۲
موی مجنون بی‌سر و پاگردنی افراشته‌ست
۳
چون سحرگرد نفس بر آسمانها برده‌ایم
۴
بی‌طنابی خیمهٔ ما ناکجا برداشته‌ست
۵
در ازل آیینهٔ شرم دویی در پیش داشت
۶
مصلحت‌بینی‌که ما را جز به ما نگماشته‌ست
۷
تا قیامت حسرت دیدار باید چید و بس
۸
چشم‌مخموری دربن‌وس‌برانه‌نرگس کاشته‌ست
۹
سرنوشت خویش تا خواندم عرقها کرد گل
۱۰
این‌خط موهوم یکسر نقطهٔ ‌شک داشته‌ست
۱۱
قطره‌ای بودم .ولی از جسم خاکی بسته‌ام
۱۲
فرصت عمر اینقدر بر من غبار انباشته‌ست
۱۳
باد یکسر شکل عنقا خاک تصویر عدم
۱۴
طرفه‌تر این‌ کادمی خود را کسی پنداشته‌ست
۱۵
ریشه واری در طلب مژگان سر از پا برنداشت
۱۶
عشق ما را در زمین شرم مطلب کاشته‌ست
۱۷
جز به صحرای عدم بیدل کجا گنجد کسی
۱۸
تنگی این‌عرصه در دل جای‌دل نگذاشته‌ست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.