زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بی‌کدورت نیست هرجا محرمی یا غافلی‌ست
۲
زندگانی هرچه باشد زحمت آب وگلی‌ست
۳
آنچه از نقش رم و آرام امکان دیده‌ای
۴
خاک‌کلفت مرده‌ای یاخون حسرت بسملی‌ست
۵
شوق حیرانم چه می‌خواهدکه در چشم ترم
۶
جنبش مژگان لب حسرت نوای سایلی‌ست
۷
لاله‌زار و شبنمستان محبت دیده‌ایم
۸
محو هر اشکی‌، نگاهی‌، زیر هر داغی دلی‌ست
۹
شعله‌کاران را به خاکستر قناعت‌کردن است
۱۰
هرکجاعشق است‌دهقان سوختن هم‌حاصلی‌ست
۱۱
چشم تا برهم زنم نقش سجودت بسته‌ام
۱۲
اشک بیتابم‌، سراپایم جبین مایلی‌ست
۱۳
حسرت دل را علاج از نشئهٔ دیدار پرس
۱۴
خانهٔ آیینه‌قفلش آرزوی مشکلی‌ست
۱۵
مقصد آرام است ای‌کوشش مکن آزار ما
۱۶
بی‌دماغان طلب را جاده هم سر منزلی‌ست
۱۷
عقل را در ضبط مجنون آب می‌گردد نفس
۱۸
عشق‌می‌خنددکه‌اینجا رفتن ازخود محملی‌ست
۱۹
از هجوم جلوه آخر بر در حیرت زدیم
۲۰
حسن چون توفان‌کند آیینه‌گشتن ساحلی‌ست
۲۱
قدردان بحرگوهرخیز غواص است بس
۲۲
درد می‌داند که در هرقطرهٔ خونم دلی‌ست
۲۳
بیدل از اظهار مطلب خون استغنا مریز
۲۴
آبرو چون موج پیداکرد تیغ قاتلی‌ست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.