زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
برگ طربم عشرت بی‌برگ و نوایی‌ست
۲
چون آبله بالیدنم از تنگ‌قبایی‌ست
۳
در قافلهٔ بی جرس مقصد تسلیم
۴
بی‌طاقتی نبض طلب هرزه‌درایی‌ست
۵
کو شور جنونی‌که اسیران ادب را
۶
در دام و قفس حسرت یک ناله رهایی‌ست
۷
فرش در دل باش‌کزین‌گوشهٔ الفت
۸
هرجا روی از آبلهٔ پاکف پایی‌ست
۹
آرایش‌گل منت مشاطه ندارد
۱۰
بی‌ساختگی‌های چمن حسن خدایی‌ست
۱۱
خلوتگه وصل انجمن‌آرای‌ دویی نیست
۱۲
هشدارکه اندیشهٔ آغوش جدایی‌ست
۱۳
تا رنگ قبولی به دل از نقش تمناست
۱۴
گر خود همه آیینه شوی‌کارگدایی‌ست
۱۵
ای خاک‌نشین‌کسب ادب مفت سفالت
۱۶
اندیشهٔ چینی مکن این جنس خطایی‌ست
۱۷
آنجاکه‌گل حسن حیاپرور نازست
۱۸
سیر چمن آینه هم دیده‌درایی‌ست
۱۹
فریادکه یک عمر غبارنفس ما
۲۰
زد بال و ندانست که پروازکجایی‌ست
۲۱
کو صبروچه طاقت‌که به صحرای محبت
۲۲
در آبله پاداری و در ناله رسایی‌ست
۲۳
اندیشه چمن طرح‌کن سجدهٔ شوقی‌ست
۲۴
امروز ندانم کف پای که حنایی‌ست
۲۵
چون اشک من و دوش چکیدن چه توان‌کرد
۲۶
سرمایهٔ اول قدمم آبله‌پایی‌ست
۲۷
مجموعهٔ امکان سخنی بیش ندارد
۲۸
بیدل مرو از راه‌که این ساز نوایی‌ست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.