زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در ربط خلق یکسر ناموس‌کبریایی‌ست
۲
چون‌سبحه هر اینجا در عالم جدایی‌ست
۳
منعم به چتر و افسر اقبال می‌فروشد
۴
غافل‌که بر سر ما بی‌سایگی همایی‌ست
۵
وارستگی ایاغیم‌، بی‌وهم باغ و راغیم
۶
صبح فلک دماغیم بر بام ما هوایی‌ست
۷
دارد جهان اقبال‌، ادبار در مقابل
۸
بر خودسری مچینید هرجا سری‌ست پایی‌ست
۹
آرام و رم درین دشت فرق آنقدر ندارد
۱۰
در دیده آنچه‌کوهی‌ست‌درگوشها صد‌ایی‌ست
۱۱
آوارهٔ خیالات دل بر چه بندد آخر
۱۲
گر عشق‌بی‌نیازست‌در حسن بی‌وفایی‌ست
۱۳
زین‌ورطهٔ خجالت آسان نمی‌توان رست
۱۴
چون شمع زندگی را در هر عرق شنایی‌ست
۱۵
در خورد سخت‌جانی باید غم جهان خورد
۱۶
ترکیب وسع طاقت معجون اشتهایی‌ست
۱۷
بیمایگان قدرت شایستهٔ قبولند
۱۸
دست شکسته بارش برگردن دعایی‌ست
۱۹
گوش تظلم دل زین انجمن‌که دارد
۲۰
دنیا گذرگهی بهند پنداشتیم جایی‌ست
۲۱
گلزار بی‌بریها وارستگی بهار است
۲۲
درگرد موی چینی فریاد سرمه‌سایی‌ست
۲۳
بیدل‌کجا بردکس بیداد بی‌تمیزی
۲۴
در سرنگونی بید هم برگ پشت پایی‌ست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.