زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز خویش‌ مگذر اگر جوهرت‌ شناسایی‌ ست
۲
که خو‌‌دپرستی عالم‌، بهار یکتایی‌ست
۳
نه‌ گلشنی‌ست به پیش نظر، نه‌دشت و نه در
۴
بلندی مژه ا‌ث منظر خودآرایی‌ست
۵
بهار رمز ازل تا چه وقت‌کیرد رنگ
۶
هنوز نغمهٔ نی تشنهٔ لب نایی‌ست
۷
مگیر ز غیب برآییم‌ تا عیان گردیم
۸
ز خود نشان چه دهد قطره‌ای‌ که دریایی‌ست
۹
ز ذات محض چه اسما که برنمی‌آییم
۱۰
جهان وهم و گمان فطرت معمایی‌ست
۱۱
دل از تکلف هستی جنون‌نمایی کرد
۱۲
نفس در آینه رنگ بهار سودایی ‌ست
۱۳
به بلزم وصل جنون ناگزبر عشه افتاد
۱۴
ز منع بلبل ادب کن بهار سودایی ست
۱۵
کس به ستر عیوب نفس چه چار‌ند
۱۶
غبار نیستی آیینه‌ایم و رسوایی‌ست
۱۷
لطافتی‌ست به طبع درشتی آفاق
۱۸
مقیم پرده سنگ انتظار مینایی‌ست
۱۹
شکست بام و دری چند می‌کند فریاد
۲۰
که از هوا به‌در آیید خانه صحرایی‌ست
۲۱
به عرض نیم نفس‌ کس چه‌ گردن افرازد
۲۲
حباب ما عرق انفعال پیدایی ‌ست
۲۳
تو هم دری چو شرر واکن و ببند، بس است
۲۴
به‌ کارخانهٔ فرصت‌، عدم تماشایی ‌ست
۲۵
فتاده‌ایم به راهت چو سایه جبهه به خاک
۲۶
ز پش ما به تغافل زدن چه رعنایی‌ست
۲۷
رعونتی به طبعت‌ که چون غبار سحر
۲۸
اگر به باد روی پیشت اوج‌پیمایی‌ست
۲۹
تلاش‌ کعبه و دیرت نمی‌رود بیدل
۳۰
بهشت ‌و دوزخ‌خویشی خیال هرجایی ‌ست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.