زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جز خموشی هرکه دل بر ناله و فریاد داشت
۲
شمع خود را همچو نی در رهگذار باد داشت
۳
ای خوش آن عهدی‌که در محراب چشم انتظار
۴
اشک ما هم‌گردشی چون سبحهٔ زهاد داشت
۵
صید ما را حلقهٔ دام بلا شد عافیت
۶
گوشهٔ چشمی‌که با دل الفت صیاد داشت
۷
خواب اگروحشت گرفت از دیدهٔ من دور نیست
۸
خانهٔ چشمم چوگوهر آب در بنیاد داشت
۹
بیخودی از معنی جمعیتم آگاه‌کرد
۱۰
گردش رنگ اعتبار سیلی استاد داشت
۱۱
کرد تعمیر اینقدرگرد خرابی آشکار
۱۲
ورنه ویران بودن ما عالمی آباد داشت
۱۳
این زمان محو فرامش نغمگی‌های دلیم
۱۴
جام ما پیش ازشکستنها ترنگی یاد داشت
۱۵
از فنای ما مشو غافل‌که این مشت شرار
۱۶
چشم زخم نیستی در عالم ایجاد داشت
۱۷
دوش‌کز سازعدم هستی ظهور آهنگ بود
۱۸
نالهٔ ما هم نوای هرچه باداباد داشت
۱۹
حیف اوقاتی‌که صرف‌کوشش بیجا شود
۲۰
تیشه عمری نوحه بر جان‌کندن فرهاد داشت
۲۱
بال قمری این زمان بیدل غبار سرو نیست
۲۲
گردوحشت پیش ازین هم هرکه بود آزاد داشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.