زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
حیرتم عمری به امید ندامت شاد داشت
۲
جان‌کنیها، ریشه‌ای در تیشهٔ فرهاد داشت
۳
دل به‌کلفت سخت مجبوراست از قسمت مپرس
۴
آه از آن آیینه‌کز جوش نفس امداد داشت
۵
بی‌تو در ظلمت سرای جسم‌کی بودی فروغ
۶
پرتو مهرتو این ویرانه را آباد داشت
۷
لخت دل را سد راه ناله‌کردن مشکل است
۸
دست رد از برگ‌گل نتوان به روی باد داشت
۹
پیش ازآن‌کاندیشهٔ دام و قفس زهزن شود
۱۰
طایر ما آشیان در خاطر صیاد داشت
۱۱
عالمی بر باد رفت و ریشهٔ عجزم بجاست
۱۲
ناتوانی بر مزاجم جوهر فولاد داشت
۱۳
آنچه بر دل رفت از یاد برهمن زاده‌ای
۱۴
کافرم‌گر هیچ‌کافر این قیامت یاد داشت
۱۵
برده‌ام تا جلوه‌ای نقب خرابیهای دل
۱۶
این عمارت جای خشت آیینه دربنیاد داشت
۱۷
یاد ایامی که در صحرای پرشور جنون
۱۸
همچو موج سیل نقش پای من فریاد داشت
۱۹
انتخاب‌کلک صنع از حسن خط‌کردیم سیر
۲۰
بیت ابرو درازل هرمصرع آن صاد داشت
۲۱
یأس مطلب نالهٔ ما را نفس‌فرسا نکرد
۲۲
بی‌بری این سرو را از ریشه هم آزاد داشت
۲۳
بس‌که پیکان بود بیدل غنچهٔ این‌گلستان
۲۴
زهرخند زخم چون‌گل خاطر ما شاد داشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.