عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تحفه ی مرهم نگیرد سینه ی افکار ما
۲
سایه ی گل برنتابد گوشه ی دستار ما
۳
باعثی دارد رواج، سبحه کو، تزویر کو
۴
تا ببندد صد گره بر رشته ی زنار ما
۵
ما لب آلوده بهر توبه بگشاییم، لیک
۶
بانگ عصیان می زند ناقوس استغفار ما
۷
آتش افروز تب هجریم و هرگز کس ندید
۸
جوش تبخال شفاعت بر لب زنهار ما
۹
مرحبا ای چاره، آسان می گشایی کار خلق
۱۰
ناخنی بس تیز داری رخنه ای در کار ما
۱۱
ساکن میخانه ی ما باش عرفی زانکه نیست
۱۲
چشمه ی نور و صفا در سایه ی دیوار ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.