عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است
۲
صد ره این بست و گشادم بر یاد است
۳
گل حسن تو بود در همه جا فصل بهار
۴
بلبل باغ نوا از همه غم آزاد است
۵
آدمی را ز همه چیز نفس منتخب است
۶
در نفس منتخب آن است که با فریاد است
۷
عرفی ار توبه ز می کرد نماند محجوب
۸
توبه ی رند خرابات شکست آباد است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.