عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۷۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
۲
درویش جهانیم و هما در قفس ماست
۳
آن زهر پرستی که بود در شکرستان
۴
بیگانه ز خاییدن شکر مگس ماست
۵
آن کعبه روانیم که در بادیه ی راز
۶
خاموشی جاوید فغان جرس ماست
۷
از لذت امید تماشای تو مردن
۸
در باغ تمنا ثمر پیش رس ماست
۹
مرغان اجابت همه بریان و کبابند
۱۰
در باغ دعایی که نسیمش نفس ماست
۱۱
عرفی کس ما هر که بود حیله فروش است
۱۲
در بی کسی آویز که بی گفت کس ماست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.