عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۷۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست
۲
دشنام و طرب قفل گشای نفس ماست
۳
جمازه ی ما تا به ره کعبه روان است
۴
رقصان همه از ذوق نوای جرس ماست
۵
آن چشمه ی شهدیم که در عین حلاوت
۶
مرغ حرم و طایر قدسی مگس ماست
۷
داغی که امان جوید از او سینه ی دوزخ
۸
در باغ محبت ثمر نیم رس ماست
۹
مرغان اجابت همه بریان و کباب اند
۱۰
در باغ دعایی که نسیمش نفس ماست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.