Research Contextبرای نگه‌داشتن مسیر پژوهش وارد شوید.
ورود پژوهشگر
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۷۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است
۲
تا قیامت جان فراموش است و این جا دل گم است
۳
خود چه راه است این که در صد سال یک منزل نیافت
۴
آن که در هر نیم گامش طی صد منزل گم است
۵
لذت جان دادنم بنگر که در روز جزا
۶
ننک قتلم در هجوم لذت قاتل گم است
۷
یار در دل هست اگر دل نیست ایمن گو مباش
۸
کعبه گر محمل نشینم نیست از محمل گم است
۹
این که می گویند دریا می گشاید دست بخت
۱۰
تا در دل می شنو اما کلید دل گم است
۱۱
در هجوم چاره اندیشی عرفی گشته گم
۱۲
عقل رهبر هم درین اندیشه ی هایل گم است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.