غزل شمارهٔ ۸۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است
۲
هزار نغمه گره در لب خاموش من است
۳
می ای که می رود امروز در گلوی دو کون
۴
کمینه جرعه ی ته شیشه های دوش من است
۵
به محفلی که اسیران کشند خون جگر
۶
سرود انجمن افغان نوش نوش من است
۷
نوای صور که گویند مرده زنده کند
۸
حکایتی است وگر هست هم نوای من است
۹
نهم جنازه ی عرفی به دوش، می نازم
۱۰
که ساق عرش محبت به دوش من است