غزل شمارهٔ ۸۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
منم که طاعت بت لازم سرشت من است
۲
اگر به کعبه عبادت کنم کنشت من است
۳
اگر چه حسن عمل نیست اجر آن هم نیست
۴
که چشم اهل مروت به زشت من است
۵
روم به دوزخ و شکر بهشت می گویم
۶
که این به نزد مکافات من بهشت من است
۷
کنار کشت و لب جو به غم زبان دارد
۸
میان دایره ی غم کنار کشت من است
۹
بگیر آیینه عرفی ببین سر انجامم
۱۰
که هر چه صورت حال تو سرنوشت من است