Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۱۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است
۲
بلکه گوش تو همین زمزمه ها نشنیده است
۳
باورم نیست که همسایه ی حسن است و هنوز
۴
چستی و دل بردن آن غمزه حیا نشنیده است
۵
جذبه ی شوق نسیم تو رساند به مشام
۶
ور نه کس بوی تو از باد صبا نشنیده است
۷
غم دل آتش دل سوختگان است، فغان
۸
که طرب آمده، آوازه ی ما نشنیده است
۹
عزتم بین که بر آرنده ی حاجات هنوز
۱۰
از لبم نام تو هنگام دعا نشنیده است
۱۱
بد گمان گر شده باشم، مشو رنجه، که کسی
۱۲
مهربان، شوخ ستمکاره نما، نشنیده است
۱۳
برد از صومعه وز دیر مغان چون عرفی
۱۴
که در آن روضه کسی بوی وفا نشنیده است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.