Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۱۰۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است
۲
راه اگر بسیار باشد، باش، منزل یکی است
۳
شوق دیدار است کز هر دل به کامی دل گشاد
۴
عالمی در گفتگوی خواهش سایل یکی است
۵
گر تعلق نیست اسباب جهان مردود نیست
۶
صد هزاران پرده پیش دیده ی حایل یکی است
۷
عالمی در جلوه و عاشق نبیند غیر دوست
۸
گر ز مجنون پرسی اندر کاروان محمل یکی است
۹
دوست دشمن را به خون غلطان کنم عرفی، ولی
۱۰
دوست دارم دشمنی را کو را زبان و دل یکی است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.