غزل شمارهٔ ۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بهشت است آن ندانم یا بهار است
۲
غلط کردم غلط، دیدار یار است
۳
هلاک آن تنم کز نازنینی
۴
زمین و آسمانش زیر بار است
۵
مرا گوئی چرا شوریده شکلی
۶
شراب است و بهار است و نگار است
۷
مرا ویران دلی و جلوهٔ او
۸
هزار اندر هزار اندر هزار است
۹
بناکامی خوشم یا رب که آنچه
۱۰
بکام من نگردد، روزگار است
۱۱
رضی گویی میان کشتگان کیست
۱۲
شهیدان تو را شمع مزار است