غزل شمارهٔ ۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چشم من چون به روی او باز است
۲
در ندانم که بسته یا باز است
۳
خاک فرسوده دیده و گوش است
۴
لیک خاموش حرف و آواز است
۵
تو در گفتگو ببند و ببین
۶
که چه درها بروی دل باز است
۷
کلهٔ خشک، جام جمشید است
۸
نقش الواح گلشن راز است
۹
چه کنم درد من دوا سوز است
۱۰
چه کنم عشق او به من ساز است
۱۱
با رضی دیگر از بهشت مگوی
۱۲
نیست طاووس بلکه شهباز است