غزل شمارهٔ ۷۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این نگه و چشم و زلف و رو که تو داری
۲
با دل آســـــوده سنگ را نگذاری
۳
با لبش ای لعل ناب در چه حسابی
۴
با رخش ای آفتـــاب در چه شمـــاری
۵
از تو یکی قطره آب بحر محیط است
۶
و ز تو یکی ذره ز آفتاب هزاری
۷
دین و دل ای پادشاه صورت و معنی
۸
ما بتو دادیم، اختیار تو داری
۹
هیچ تو از روز بازخواست نترسی
۱۰
هیچ تو شـــرم از خدا و خلق نداری
۱۱
دل چو رضی مینهی به درد وداعش
۱۲
چاره نداری جز آنکه جان بسپاری