Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۱۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند
۲
به هر جانب که غلتم داغ در پهلو بسوزاند
۳
میا در باغ ما رضوان که نخل آرای این گلشن
۴
به هر جانب که رو آرد، نسیمش رو بسوزاند
۵
لبم گر با ترنم آشنا گردد در این معنی
۶
صد آتش خانه از یک نعره ی یا هو بسوزاند
۷
ز بهر عافیت زانو نرنجانی که از گرمی
۸
سر شوریده ی من عشق را زانو بسوزاند
۹
اگر یک دم نفس در دل نگهدارم، ز هر مویم
۱۰
جهد برقی که چندین خانه از هر سو بسوزاند
۱۱
چنان با نیک و بد عرفی، به سر بر کز پس مردن
۱۲
مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.